آقای طلب‌کار

امروز تو مترو با پدیده‌ی خیلی باحالی آشنا شدم.
آقای همیشه طلب‌کار.
مسیری که من هرروز از خونه تا دانشگاه و از خونه تا سر کار طی میکنم مسیر شلوغیه.
به خصوص مسیر دانشگاه و خط یک مترو و مسیر حرکت به سمت ایستگاه تجریش.
توی متروی همیشه شلوغ ترجیح میدم که هندزفری داشته باشم و حرف‌ها و مهمل‌های مردم رو نشنوم ،چرا؟چون همیشه یا دارن غیبت میکنن،یا دارن مینالن از نبود پول و کار(درصورتی که ماشالله اکثرن درآمدشون بالاست و کار دارن،احتمالن بعدن در مورد این موضوع بنویسم)یا دارن به دولت و حکومت و … فحش میدن و یا …
خلاصه امروز توی مترو به صورت کاملن mp3  طور نشسته بودیم که یه لحظه هدفون در اومد و موسیقی قطع شد.
دیدم یه آقایی داره از آقای همیشه طلب‌کار (اسمیه که من روش گذاشتم) میپرسه که میخوام برم هفت تیر چیکار کنم؟آقای طلب‌کار گفت اشتباه اومدی و باید پیاده شی و برعگس همین خط رو بری.
اون مرد هم پیاده شد و رفت .به محض رفتنش آقای طلب‌کار شروع کرد به غیبت پشت سرش که:
– نگاش کن مترو رو بلد نیست ،حتمن میگه بچه تهرونم هستم. فردا پس‌فردا همین دهاتیا !!!! برای ما شاخ میشن !!!!!
منم نمیدونم چی‌شد که هدفون رو وصل نکردم و ادای آهنگ گوش کردن رو درآوردم :دی
من تبلتم رو درآوردم و شروع کردم به کتاب خوندن.در همین حین آقای طلب‌کار بدون اینکه بفهمه من دارم گوش میکنم شروع کرد که:
-نگاش کن ،سینی گرفته دستش،مرد گنده خجالت نمیکشه !!!
بعد شروع کرد به اظهار فضل:
-قدیما گوشی داشتیم ما قد کف دست باهاش گردو میشکوندیم و گوشیای قدیم مقاوم بودن الان چی؟یه ضربه کوچیک به این سینیه بخوره میشکنه
دیگه دیدم خیلی بیش از حد داره مزخرف میگه هندفون رو وصل کردم و شروع کردم به گوش دادن موسیقی و خوندن کتاب
ایستگاه شریعتی بود که یه لحظه هدفون باز کَنده شد و من ناخودآگاه شروع کردم به گوش دادن به حرفاش.
طبق معمول شروع کرده بود به غیبت
اما یهو شروع کرد به فحش دادن به رییس جمهور سابق و رییس جممهور فعلی !!!!!
قیافه من یه لحظه 😐 شد و هدفونو وصل کردم و شروع کردم به گوش دادن موسیقی …
اون آقایی که تمام حرفاشو داشت گوش میکرد ایستگاه قلهک پیاده شد.
هدفون رو کلن گذاشتم کنار و جابه‌جا شدم تا اون مرد پیاده بشه.
همین‌که پیاده شد ،آقای طلب‌کار شروع کرد پشت سر اونم حرف زدن :))
-این عجب آدم تنبلی بود
-از قیافه‌ش رذالت میباریذ
-مرتیکه‌ی مزخرف
در همین حین بود که من تونستم جابه‌جا شم و دیگه به چرندیاتش گوش ندم…
احتمال میدم آقای طلبکار هیچ وقت به هرچی خواسته نرسیده و برای همین عقده‌ای روش مونده که این‌جوری عمل میکنه.

اما اون میتونه بهتر باشه و بهتر زندگی کنه اما نمیکنه چون توی قفسی که ساخته زندگی میکنه.

آقای طلب‌کار به معنای واقعی کلمه ،یک بیمار اجتماعی‌ست…

Posted from WordPress for Android