در زندگی زخم‌هایی هست …

در زندگی زخم هایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می‌تراشد. این دردها را نمی‌شود به کسی اظهار کرد، چون عموما عادت دارند که این دردهای باورنکردنی را جزو اتفاقات و پیش آمدهای نادر و عجیب بشمارندو اگر کسی بگوید یا بنویسد، مردم بر سبیل عقاید جاری و عقاید خودشان سعی می‌کنند آن‌را با لبخند شکاک و تمسخر آمیز تلقی بکنند ،زیرا بشر هنوز چاره و دوائی برایش پیدا نکرده و تنها داروی آن فراموشی بتوسط شراب و خواب مصنوعی بوسیله افیون و مواد مخدره است،ولی افسوس که تاثیر این گونه دارو ها موقت است و بجای تسکین پس از مدتی بر شدت درد می‌افزاید.

صادق هدایت – بوف کور

۵ نوامبر

پشت این ماسک چیزی بیش از یک جسم است.

پشت این ماسک یه آرمان نهفته است و

آرمان‌ها ضد گلوله‌اند  .

 

اگه بخوام خیلی خلاصه در مورد ۵ نوامبر صحبت کنم باید بگم که چند صد سال پیش ،شخصی به نام گای‌فاوکس تصمیم می‌گیره که مجلس انگلستان رو در همین روز به خاطر فساد و خیلی چیزای دیگه منفجر کنه تا دیگه اثری از اون‌ها روی زمین نباشه و مجلسی داشته باشن عاری از هرگونه فساد

همه چیز محیا هست برای انجام عملیات اما او لو میره و عملیاتش شکست می‌خوره

تا سال‌های سال اسم و چهره‌ی او مورد تمسخر قرار می‌گرفته  تا اینکه کم‌کم این تمسخر‌ها رنگ می‌بازن و گای فاوکس تبدیل میشه به یه قهرمان

به یک اسطوره

به کسی که خیلی‌ها ازش الگو گرفتن

به کسی که به این معروفه که برای آرمان‌ش یه حرکت رو به جلو (هرچند  از نظر بعضی‌ها بد ) داشته

به کسی که آزادی و آزاد اندیشی‌ش براش مهم بوده

به کسی که سعی نکرده مثل بقیه سرشو مثل کبک توی برف فرو کنه …

 

امروز سال‌گرد انجام اون عملیات هست.

ما هم به رسم گرامی داشتن این روز و اینکه به خودمون بفهمونیم که باید از فساد دوری کنیم و مثل کبک سرمون رو توی برف فرو نکنیم بلند فریاد می‌زنیم:

 

Remember, remember, the fifth of November, Gunpowder Treason and Plot

 

 

پ‌ن۱ : حتما پیشنهاد می‌کنم فیلم V for Vendetta  رو ببینین

پ‌ن۲: اگه به کمیک هم علاقه دارین ، کمیک V for Vendetta  به زبان فارسی رو از اینجا بگیرید.

پ‌ن۳: اگه میخواین بیشتر در مورد شب گای فاوکس یا همون ۵ نوامبر بدونین اینجا و اگه میخواین بیشتر در مورد گای‌فاوکس بدونین اینجا رو ببینین.

به نظر من

این پست بخشی از توییت‌هایی هست که من چند روز پیش در توییتر ارسال کردم.بد ندیدم که اونا رو اینجا هم قرار بدم

 

نظر من :متاسفانه طوری شده که هرکس اجازه‌ی دخالت و اظهار نظر در مورد هر موضوع و اتفاقی رو به خودش میده این یک فاجعه‌ست مثلا در زمینه‌ی پزشکی میایم و بدون دانش دخالت می‌کنیم تو کار پزشک و خوددرمانی و عواقب بعدش یا میایم در زمینه‌ی خاص نتیجه‌ی گیری شخصی و گاهی اشتباه می‌کنیم و اونو مدام جار می‌زنیم و باعث تخریب فکر یه عده‌ای و بدبینی نسبت

به اون موضوع میشیم بیایم در مورد چیزی که اطلاع داریم نظر صد در صد و قطعی بدیم و نتیجه‌گیری هامون رو جار بزنیم و ازونجایی که هیچ‌کس نیست که به موضوعی ۱۰۰ درصد اشراف داشته باشه بهتره که کلا یا حرفی نزنیم یا به عنوان “دیدگاه کلی و ناقص من” بیانش کنیم تا باعث گمراهی دیگران نشیم .

یه مثال می‌زنم ،آقای فلانی به خاطر شغلش و هزار تا چیز دیگه میشه یکی از بزرگای شهر این آقای فلانی چون از خورش کرفس بدش میومده میره وسط بازار شهر و داد میزنه که خورش کرفس ،یه خورش شیطانیه و خوردنش باعث میشه مریض بشید و خورش کرفس ازون روز تو اون شهر حروم و ممنوعه اعلام میشه و همه به خاطر اعتباری که اون شخص داره قبول میکنن و ازونجایی که روحیه انتقادی تو شهر (البته بهتره بگم جامعه‌ی ما) همیشه کم هست کسی نمره دنبالش و بدونه که چرا خورش کرفس بد و مزخرفه 🙂

متاسفانه این تفکر غالب کردن تفکر و ایده‌های خودمون بدجور توی جامعه ما پیچیده و راه‌کار کلی برای از بین بردنش نیست.

فعلاً فکر کنم بهتره از خودمون شروع کنیم،مثلاً بگیم که این موضوع نظر منِ و ممکنه که غلط باشه تا شاید جامعه هم به مرور این مشکل رو از خودش دور کنه  🙂

همین