سفرنامه‌ی اصفهان ۱۳۹۵

امسال به بهانه‌ی همایش گنو/لینوکس + جشن انتشار اوبونتو ۱۶.۰۴ تصمیم گرفتم که به همراه برادرم یک سفری به اصفهان داشته باشم و خب ازون‌جایی که یکی از اقوام خیلی نزدیک ما هم اصفهان زندگی می‌کنه ، گفتیم که چی بهتر از این و حرکت کردیم به سمت اصفهان.

سفر ما روز سه‌شنبه  ساعت ۱۸ از پایانه‌ی آزادی شروع شد.صندلی هفت و هشت شرکت آسیاسفر . اتوبوس کیفیت نسبتا خوب و مناسبی داشت اما از پذیرایی خبری نبود.توی راه جناب راننده زحمت کشیدن و فیلم “این سیب هم برای تو” رو پخش کردن ، فیلمی که احتمالن من به هیچ‌کس دیدنش رو توصیه نمی‌کنم.بعد از تموم شدنش تا آخر مسیر فیلم Schindler’s List و دیدم و انصافا از دیدن فیلم لذت بردم.

شب ساعت ۱۲ شب به پایانه‌ی کاوه‌ی اصفهان رسیدیم و از اونجا حرکت کردیم به سمت منزل اقوام 🙂

چون متن عکس زیاد داره ، بقیه‌ش رو توی ادامه‌ی مطلب بخونین 🙂

روز اول

 

روز اول رو بیشترش رو درگیر درست کردن اسلاید برای همایش فردا بودم.آخه کارگاه داشتم.کارگاه “می خوام برنامه نویسی یاد بگیرم، از کجا شروع کنم؟”

حدودای ساعت ۵ بعدازظهر رفتم پیش مهدی بیگی و تا ساعت ۸ شب نشستیم کانتر و tekken 3 بازی کردیم.

مهدی فوق‌العاده بود و اون روز واقعا به من چسبید 🙂

بعد از اون یه سر داداشم رو فرستادم تا بره و خورش ماست که یه دسر سنتی اصفهانی هست بخره و بیاره تا ببینیم این خورش ماست چی چیِس :))

جالا خورش ماست چی هست ؟یه دسر ترش و شیرین که از ماست چکیده و زعفرون و شکر و گوشت گردن تشکیل شده که به خوبی با هم ترکیب شدن.

نسبتا خوشمزه بود اما خب چیزی نیست که من بخوام هوس بکنم که “آخ من هوس خورش ماست کردم” . برای همون یک‌بار تستش عالی بود .

 

روز دوم

هیجان انگیز‌ترین روز سفر همین روز دوم بود هرچند اوبونتوی روی لپ‌تاپ من مشکل پیدا کرد و رسما ترکیده بود که فرداش با کمی وررفتن درستش کردم.از ساعت ۸ تا ۱۴ درگیر همایش بودیم.همایش خوب بود اما خب یکم تو زمان‌بندی‌ها ایراد داشتن.

توی همایش ما همگی دسته‌جمعی از تهران پاشده بودیم رفته بودیم سمت اصفهان .

فاصله‌ی محلی که ما مستقر (!!!!) بودیم تا دانشگاه اصفهان نسبتا زیاد بود .خود دانشگاه اصفهان هم نسبتاً بزرگ بود.همین‌که من و داداشم رسیدیم دانشگاه ، توی اتوبوس پیام و نسرین رو دیدیم 🙂

اتوبوس داخل دانشگاه کارش این بود که از درب ورودی دانشجو‌ها رو بین دانشکده‌ها جابه‌جا کنه

خلاصه به دانشگاه که رسیدیم بقیه مثل سعید علیجانی ، دانیال بهزادی ، رامین‌ فیاض‌زاده ، آرش ، مازیار ،‌ناربه ، الی باگی و خیلیای دیگه رو هم دیدیم .(ممکنه خیلیا جامونده باشن،‌بگین تا اضافه‌شون کنم)

بعد از خوش و بش و سلام و احوال پرسی رفتیم بالا و کارگاه‌هارو شروع کردیم.

اول کار به من گفته بودن ک تا ساعت ۱۱ وقت دارم اما این ساعت ۱۱ تبدیل شد به ۱۰:۵۰ و در آخر اجبارن ۱۰:۳۰ تموم کردیم 🙁

بعد از کارگاه رفتیم سمت سالن تا پذیرایی بشیم.به گفته‌ی خیلی از دوستان شیرینی دانمارکی (یا گل‌محمدی 🙂 ) که برای پذیرایی گذاشته بودن ، فوق‌العاده بود .

ارائه‌ها شروع شدن.ارائه اول رو امین آسوده در مورد personal branding  حرف زد که خب خیلی ارائه‌ش رو دوست نداشتم من.به خاطر همین با پیام و نسرین و رامین اومدیم بیرون. در ادامه هم بقیه دوستان مثل داداشم و علیرضا و سعید و … هم اومدن بیرون.

photo_2016-05-26_01-39-58

بیرون نشستیم و کلی در مورد تینک‌پد و محیط خوب توسعه و … بحث کردیم .در همین حین هم مهدی بیگی و علیوا و برسام و امیر هم  و محمود هم بهمون اضافه شدن و خلاصه که جمع‌مون جمع شد.

بعد گذشت چند ساعت از بحث، گفتن که بریم ناهار و ما هم رفتیم و ناهار خوردیم :))

ناهار که تموم شد گفتیم چه کنیم ؟تصمیم بر این شد بریم بازی کنیم.کجا ؟ دفتر کار مهدی بیگی :))

امیر با مشقت تمام یه نتورک خفن با دوتا روتر و یه سوییچ هشتایی درست کرد که ۱۲ نفر بتونن بازی کنن  و ما هم به دو تیم اصفهانی ها و تهرانی‌ها تقسیم شدیم و اول Tee world  بازی کردیم و بعدش هم counter strike

اینم سلفی بعد از بازی 🙂

 

photo_2016-05-26_01-41-15
و خب اینم ویندوز ۸ روی لپ‌تاپ دانیال :))

 

اون کیف که بقل لپ‌تاپ هست هم مال دانیال بود که دوستای خوب اصفهانی‌مون که زحمت همایش رو کشیده بودن  به عنوان سوغاتی بهمون هدیه دادن که خب مال دانیال گم شد :))

بازی که تموم شد گفتیم بریم پل خواجو .ناربه خداحافظی کرد تا بره و به کاراش برسه.

سرتون رو درد نیارم .از پل خواجو تا سی و سه پل رو پیاده رفتیم و توی سی و سه پل با هدایت وطن‌خواه قرار گذاشتیم و اونجا دیدیمش

عکس پل‌خواجو همونی هست که اون بالای بالا هست

اینم سی و سه پل

photo_2016-05-26_01-43-50بعد سی و سه پل به قصد میدون نقش جهان به سمت میدون حرکت کردیم .تو راه اول یه جعبه سوخاری که شامل یه فیله‌ی سوخاری و یه حلقه‌ پیاز سوخاری و چنتا قارچ سوخاری و چند ده‌تایی سیب‌زمینی می‌شد خوردیم .

رفتیم سمت میدون نقش جهان که گفتیم چه کاریه .بریم دوغ و گوش‌فیل بخوریم.دوغ و گوش‌فیل بهترین خوراکی دنیاست.شک نکنین.

دوغش محلی و ترش و گوش‌فیل‌ش هم شیرین شیرین .به به به به

 

بعد از خوردن دوغ و گوشفیل دانیال به سمت تهران حرکت کرد و سعید و رامین و حسین به سمت خوابگاه و من و داداش هم به سمت خونه :))

این‌جوری روز دوم تموم شد.

 

روز سوم

 

روز سوم رو تا ۱۲ ظهر خواب بودم.بعدش هم تا ناهار بخورم و یکم هم استراحت کنم :)) ساعت شد ۴ و طبق قرار حرکت کردم به سمت میدون نقش‌جهان تا با سعید و حسین و رامین بریم دور بزنیم.یه میدون گردی درست و درمون داشتیم .این مثلا یه نمونه‌ش

photo_2016-05-26_01-55-32بعد از میدون گردی برادرم و پسرم عمه‌م که همون اقوام مون توی اصفهان میشه :)) اومدن میدون.

ما هم با علی صادقی و علیرضا پورعابدین هماهنگ کردیم تا بریم میدون احمدآباد و خیابون احمد آباد که هندی بخوریم.

حالا هندی چیه ؟

هندی همون بندری خودمون هست که ساندویچی‌ها تو تهران می‌فروشنش.

سوالی که پیش میاد اینه که یعنی تو اصفهان بندری نیست ؟

جواب اینه که هست منتها بندری تو اصفهان همون هندی هست + سیب‌زمینی :)))

معادله‌ی سختی شد می‌دونم.

هندی ها رو خریداری کردیم و رفتیم به سمت میدون عتیق یا میدان کهنه  تا اونجا هندی‌ها رو بزنیم بر بدن

طبق گفته‌ی ویکی‌پدیا :

نام میدانی واقع در مرکز شهر اصفهان است که از احیای سبزه‌میدان یا میدان کهنه با مسجد جامع ایجاد می‌گردد که متشکل از چهار فضای اصلی شامل مجموعه میدان اصلی، جلوخان مسجد جامع، مجموعه زیرگذرها و پارکینگ و قطعات بلافصل پیرامون میدان می‌باشد که فاز اول آن یعنی زیرگذرها به بهره برداری رسیده‌است .میدان شامل زیرگذر و پارکینگ طبقاتی به همراه یک سازه مسطح نسبتاً ذوزنقه شکل است که از یک سو مسجد جامع اصفهان را به بنای هارونیه و از سوی دیگر به مدرسه و کاروانسرای کاسه‌گران و بازار بزرگ اصفهان متصل می‌کند

طرح میدون رو گویا از بنای مربوط به دوران سلجوقیان نمونه برداری کردن و توی جای حال حاضرش پیاده‌سازی کردن.مسجد جامع یا مسجد جمعه اصفهان هم پشت سر‌مون بود که قدمتی حدودا ۹۰۰ ساله داشته و روی یه آتش‌کده‌ی ۲۰۰۰ ساله ساخته شده.

یعنی احتمال میره که اصفهان قدمتش خــــیلی بیشتر از این حرفا باشه .

photo_2016-05-26_02-02-18
علی و حسین و سعید و رامین در حال آوردن محموله‌های هندی :))

 

بعد از خوردن هندی ها به سمت ترمینال کاوه حرکت کردیم تا سعید و حسین و رامین رو به سمت تهران راهی کنیم …

البته بین راه توی بازار به حمام شیخ بهایی هم سر زدیم.همون حمامی که با یه شعله‌ گرم می‌شده.اما متاسفانه فقط خرابه ازش مونده بود …

photo_2016-05-26_02-11-03

و صدالبته دوستایی که توی ترمینال کاوه همراه ما بودن باید یادشون باشه که :

پاریس ؟

بودم بودم :))))

 

اینم یه عکس از درب قدیمی مسجد جامع یه مسجد جمعه.سمت راست من هم مقبره‌ی علامه مجلسی قرار داره
اینم یه عکس از درب قدیمی مسجد جامع یه مسجد جمعه.سمت راست من هم مقبره‌ی علامه مجلسی قرار داره

روز چهارم

روز چهارم تا ساعت ۶ بعد از ظهر مشغول بازی و تفریح بودیم. ساعت ۶ زدیم بیرون .گویا هرسال توی اصفهان برای نیمه شعبان یه کارناوالی هست که دوسمت خیابون مردم شروع می‌کنن به نذری دادن و همین جور از سر خیابون شروع می‌کنی میری پایین و نذری می‌خوری :))

طبق معمول هم بعد این خیابون گردی‌مون رفتیم و هندی زدیم بر بدن :))

 

روز پنجم

روز پنجم رفتیم به سیتی سنتر اصفهان.یه جایی مثل کوروش خودمون توی بزرگ‌راه ستاری منتها به شدت بزرگ‌تر

هم هایپر مارکت داشت هم برند‌های مختلف فروشگاه داشتن، شهربازی داشت ، سینما داشت، فودکورت داشت و صد البته یه دانشگاه علمی کاربردی هم تو خودش داشت :))

دانشگاه علمی کاربردی
دانشگاه علمی کاربردی
photo_2016-05-26_02-11-07
بخشی از نمای داخلی سیتی‌سنتر

 

روز ششم.روز آخر

 

روز ششم رو خیلی با عجله شروع کردیم

به سرعت رفتیم از خونه بیرون و رفتیم به سمت بریونی اعظم و یه بریونی توپ پر چرب آدم خفه کن خوردیم

 

اینم از بریونی عزیز 3>
اینم از بریونی عزیز ۳>

 

بعدش دیدیم نمیتونیم تکون بخوریم .رفتیم سمت رودخونه و پل خواجو تا بلکه یکم سبک شیم :))

و این‌گونه خستگی درکردیم

photo_2016-05-26_02-17-12

وقتی که پل رو حسابی گشتیم و زیر و رو کردیم باز دوباره رفتیم سمت میدون تا اگه شد خریدی داشته باشیم و هم اینکه عمارت عالی‌قاپو رو هم ببینیم

نمایی از روی پل
نمایی از روی پل

photo_2016-05-26_02-18-18

 

 

 

 

 

عالی‌قاپو هم خیلی جالب و دوست داشتنی بود. به خصوص این نمای میدون نقش جهان از عالی‌قاپو:

photo_2016-05-26_02-20-18یه چیز جالب این بود که برای ما ایرانی‌ها بهای بلیط عمارت عالی‌قاپو ۳ هزار تومن و برای غیر ایرانی‌ها ۲۰ هزار تومن بود

 

بعد از گشت فراوون توی میدون کلی عکس از صنایع دستی گرفتم .مثلا:

photo_2016-05-26_02-18-24 photo_2016-05-26_02-21-56

 

و این گونه بعد از گردش توی میدون به سمت خونه رفتیم و لوازم رو جمع کردیم و حرکت کردیم به سمت تهران و سفر هیجان‌انگیز و جالب ما با حدود ۳ گیگابایت عکسی که من گرفتم به پایان رسید …

 

هر رویداد یا هر اسمی رو که فراموش کردم ببرم رو بگین تا اضافه‌کنم

ممنون

 

همین 🙂

۳ comments

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *